گنج

شمارهٔ ۲۱ - حکایت

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۵ بیت
کهن ابلهی، نقشکی تازه بستدو مصحف به یک جلد شیرازه بست!
یکی گفتش: ای سخرهٔ روزگارکه بودت در این کار آموزگار‌؟
دو شه در یکی کشور، آشفتگی استدو جان در یکی پیکر، این عقل کیست؟!
به پاسخ چنین گفت آن سست‌رایکز امنیت آمد تهی این سرای
کنون نبود این کار و نبود شکیکه ماند یکی گر نماند یکی!