گنج

شمارهٔ ۸۳

یار شد بیوفا، کسی چکند؟!درد شد بیدوا، کسی چکند؟!
گر تو اندیشه از خدا نکنیچکند ای خدا، کسی چکند؟!
بیگنه کشتی و ز کشته ی خویشخواهی ار خونبها کسی چکند؟!
مرغ نشکسته بال را، صیادنکند چون رها کسی چکند؟!
بکسی با چنان لبان دشنامگر دهی، جز دعا کسی چکند؟!
بتو بیگانه، کز غرور نه ییبکسی آشنا، کسی چکند؟!
شکوه آذر ز کس مکن چو تو رانیست تاب جفا کسی چکند؟!