بخش ۷ - شعر گفتن ورقه در هجر گلشاه
کجا رفتی ای دل گسل یار منمگر سیر گشتی ز دیدار من
نجستم بتا هرگز آزار توچرا جستی ای دوست آزار من
چگونست بی من بتا کار توکه با جان رسید از عنا کار من
ز من زارتر گردی اندر فراقاگر بشنوی نالهٔ زار من
بر تست ز نهار جان و دلمنگه دار زنهار زنهار من