گنج

بخش ۳۰ - چو گلشه سوی شام شد مستمند

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۹ بیت
چو گلشه سوی شام شد مستمندبیاورد بابش یکی گوسفند
ز بهر حیل سرش ببرید زودبه کرباس اندر بپیچید زود
بخوابید در خیمه چون مردگانشب تیره برداشت بانگ و فغان
برآورد با زن به یک جا خروشکه آوخ ز گلشاه ببرید هوش
همه اهل حی جمله گرد آمدندسلبها دریدند و گریان شدند
بشد باب گلشاه گوری بکندنهادش به گور اندرون گوسفند
همه اهل حی راست پنداشتندسراسر همه نوحه برداشتند
همه جملگی زار و گریان شدندچو ماهی ابر تابه بریان شدند
دل خلق با درد پیوسته شدبریشان در خرمی بسته شد