گنج

بخش ۱۳ - کنون بشنو ای خال ِ آزاد مرد

کنون بشنو ای خال ِ آزاد مردکه گلشاه دلخواه با او چه کرد
ربیع ابن عدنان چو از پیش اویسوی کینهٔ ورقه آورد روی
بپوشید گلشاه دست سلیحببر در حسام و به کف در رمیح
یکی خز کوفی به سر در ببستبجست از بر بارگی برنشست
بسان غلامان تن خویشتنبیاراست آن لعبت سیم تن
نهان از کنیزان و پیوستگاننهان از غلامان و دربستگان
ز حی بنی ضبه آمد بدربه تیره شب آمد به وقت سحر
ببسته به رسم عرب روی خویشبه دستار پوشیده گیسوی خویش