بخش ۲ - وصلت نامه از مقالات شیخ بهلول در رموز توحید
انبیا را داد سر ذوق عشقاولیا را داد درد ذوق عشق
انبیا را داد سر لامکاناولیا را داد شور عاشقان
انبیا را داد هر دم رفعتیاولیا را داد هر دم خلعتی
انبیا را داد هر دم صد عطااولیا را داد صد صدق و صفا
انبیاء و اولیاء را حق بداناین سخن را از یقین مطلق بدان
من رآنی گفت آخر مصطفیچند باشی درحجاب ای بیوفا
لی مع الله گفت آخر مصطفیلیک معنی را ندانند این خسان
از رموز سر حق آگه نهٔسخت معذوری که مرد ره نهٔ
مصطفی آمد در این ره پیشواپیشوای انبیاء و اولیا
مصطفی آمد در این ره سرفرازموج میزد در دلش دریای راز
مصطفی آمد در این ره بانشانهر زمان زین راه داده صد نشان
مصطفی آمد در این ره بحر کلقطرهها از بحر او خوردند مل
مصطفی آمد در این ره نور پاکجملهٔ ظلمات را کرده هلاک
مصطفی آمد یقین او فخر جانتاجدار و پادشاه جاودان
مصطفی آمد در این ره پیر راهدامن او گیر تا گردی تو شاه
مصطفی آمد در این ره رهنماطالبان راه را اوجان فزا
مصطفی آمد در این ره راز داندیدهٔ معنی در این ره باز دان
مصطفی آمد در این ره بحر نورهر دو عالم یافته از وی حضور
مصطفی آمد در این ره عقل کلعقل کلی زو همی کرده نزول
مصطفی آمد در این ره پاکبازسالکان را اندرین ره کارساز
مصطفی آمد در این ره سرحقاز دو عالم برده در معنی سبق
مصطفی آمد در این ره با وصالواصلان رفته ز راهش بر کمال
مصطفی آمد در این ره شاهدینقطب عالم رحمة للعالمین
مصطفی آمد در این ره حال رااز برای عام گفته قال را
مصطفی آمد در این ره مرد عشقاین کسی داند که دارد درد عشق
مصطفی آمد در این ره شهریارحکم او بر هر دو عالم پایدار
مصطفی آمد در این ره ذات حقاین کسی داند که دید آیات حق
مصطفی را حق بدان و حق ببینتا شوی تو پیر راه و مرد دین
مصطفی را حق ببین و حق بدانتا شوی از هر دو عالم با نشان
مصطفی حق بود و حق بدمصطفیبشنو این معنی حق با صفا
مصطفی را نور حق میدان یقینتا رسی در قرب رب العالمین
مصطفی و مرتضی هر دو یکی استدر ابوبکر و عمر خود کی شکی است
سر احمد بود عثمان در جهاندوست احمد بود اندر دو جهان
جمله در توحید حق یکتا بدندنه چو تو در کثرت ولالابدند