بخش ۷۱ - در بیان تجرید و تفرید
گر صفا میبایدت تجرید شوگر خرد داری ز اهل دید شو
ترک دعوی هست تجرید ای پسرفهم کن معنی تفرید ای پسر
اصل تجریدت وداع شهوتستبلکه کلی انقطاع لذتست
گر دهی یکبار شهوت را طلاقآن زمان گردی تو در تفرید لاق
گر تو ببریدی ز موجودات امیدآنکه از تجرید گردی مستفید
اعتمادت چون همه بر حق بودآن دمت تفرید جان مطلق بود
ترک دنیا کن برای آخرتوز بدن برکش لباس فاخرت
گر بیابی از سعادت این مقامصاحب تجرید باشی والسلام
گر ز عقبی دست شویی بهر حقدان که از تفرید گیرندت سبق
رو مجرد باش دایم فرد باشتا به هر فرقی نشینی گرد باش
گرد کبر و عجب و خودرایی مگردقدر خود بشناس و هر جایی مگرد
هر که گرد کورهٔ انگِشت گشتجامه از دودش سیاه و زشت گشت
وانکه با عطار میگردد قریباو همییابد ز بوی خوش نصیب