گنج

بخش ۶۸ - در بیان صدقه دادن

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۱۲ بیت
گر کنی خیری به دست خویش کنخیر خود را وقف هر درویش کن
یک درم کان را به دست خود دهندبه بود زان کز پی او صد دهند
گر ببخشی خود یکی خرمای تربهتر از بعد تو صد مثقال زر
هر چه بخشیدی مکن با او رجوعگر ز پا افتاده‌ای از دست  جوع
این بدان ماند که شخصی قی کندباز میل خوردن آن کی کند؟
با پسر گر چیزکی بخشد پدرمی‌رسد گر باز گیرد از پسر
ای پسر با مال و زر شادی مجویآنچه کس را داده‌ای دیگر مگوی
شادی دنیا سراسر غم بودسور او را در عقب ماتم بود
امر «لا تفرح» ز دنیا گوش دارجای شادی نیست دنیا هوش دار
شادمان را ندارد دوست حقاین سخن دارم ز استادان سبق
گر فرح داری ز فضل حق رواستلیک از دنیا فرح جستن خطاست
ای پسر با محنت و غم خوی کنروی دل را جانب دلجوی کن