بخش ۵۳ - در بیان ورع
در ورع ثابت قدم باش ای پسرگر همی خواهی که گردی معتبر
خانهٔ دین گردد آباد از ورعلیک میگیرد خرابی از طمع
هر که از علم ورع گیرد سبقدور باید بودنش از غیر حق
ترسکاری از ورع پیدا شودهر که باشد بی ورع رسوا شود
با ورع هر کس که خود را کرد راستجنبش و آرامش از بهر خداست
آنکه از حق دوستی دارد طمعدر محبت کاذبش دان بی ورع
چیست تقوی ترک شهوت و حراماز لباس و از شراب و از طعام
هرچه افزونست اگر باشد حلالنزد ارباب ورع باشد وبال
چون ورع شد یار با علم و عملحسن اخلاصت بباید بی خلل
ناگهان ای بنده گر کردی گناهتوبه کن درحال و عذر آن بخواه
چون گناهت نقد آید در وجودتوبهٔ نسیه ندارد هیچ سود
در انابت کاهلی کردن خطاستبر امید زندگی کان بی وفاست