بخش ۴۴ - در بیان آنکه خواری آورد
چند خصلت آورَد خواری به رویبا تو گویم گر همی گویی بگوی
اول آن باشد که مانند مگسمردْ ناخوانده شود مهمانِ کس
هرکه مهمان با کسی ناخوانده شدنزد مردم خوار و زار و رانده شد
دیگر آن باشد که نادانی رودکدخدای خانهٔ مردم شود
کار کردن بر حدیث آن دو مردکز پی جهلند دایم در نبرد
هر که بنشیند زبر دست صدورگر رسد خواری به رویش نیست دور
نیست جمعی را چو بر قول تو گوشصد سخن گر باشدت یک را مگوش
حاجت خود را مخواه از دشمنانزین بتر خواری نباشد در جهان
از فرومایه مراد خود مجویتا نیاید مر ترا خواری به روی
با زن و کودک مکن بازی هلاتا نگردی خوار و زار و مبتلا