بخش ۲۷ - در علامات مدبر
چار چیز آمد نشان مُدْبِرییاد گیرش گر تو روشن خاطری
مدبری باشد به ابله مشورتهم به جاهل دادن سیم و زرت
هرکه پند دوستان نکند قبولدر حقیقت مدبرست آن بوالفضول
هر که از دنیا نگیرد عبرتیهست از آن مدبر، جهان را نفرتی
مشورت هر کس که با ابله کنددیوِ ملعونش سگِ گمره کند
آنکه مال خود دهد با جاهلانآنچنان کس کی شود از مقبلان؟
زر چو ابله را همیآید به کفمیکند اسراف و میسازد تلف
نشنود از دوست ابله پند رااز جهالت بگسلد پیوند را
عبرتی گیر از زمانه ای جوانتا نباشی از شمار ابلهان
هرکهرا از عقل آگاهی بودنزد او ادبار گمراهی بود