گنج

بخش ۲۳ - رسیدن سالک به پردهٔ سیم

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۱۹ بیت
در گذشت از وی به ساعت برق‌وارجان خود در راه کرده او نثار
تا به سیم پرده او اندر رسیدناگهان یک ماه‌روی نغز دید
دید او یک صورتی بس با کمالرای و دانش ذات او صافی جمال
خرمن نورش طنابی کرده بودز آب چشمش چشمهٔ آبی کرده بود
صورت او معنی روح و حیاتروشنی او ز صنع کاینات
پر‌نشاط و خنده‌لب با رای و هوشدرّها آویخته بر روی و گوش
رفت پیش او سلامی کرد خوشماه‌روی او را جوابی داد خوش
ایستاد و پس زبانی برگشادسرّ او با خود دگر رمزی نهاد
چون شنود احوال او آن ماهرو‌یاز سر عشق آمد او در گفت و گوی
گفت ای داننده اسرار بینهم به نور طلعت ما راه بین
راه می‌بین و روان شو مردوارجهد کن تا دل نماند در غبار
اوستاد ما در آنجا راز بینآنگهی اسرار کلی باز بین
راز تو از پیر آمد پایدارگر تو اکنون مرد عقلی پای‌دار
درگذر از پرده و او را نگرکز پس پرده بسی راز دگر
می‌شود پیدا و خود بینی به‌راهجهد کن تا بازآیی با پناه
گفت اکنون تو چه کس باشی بگوی‌؟با من بیچاره اکنون راست گوی
گفت ای بیچاره کامی گیر و رواین سخن از گفت من بپذیر و رو
سعی خود این جایگه باطل مکنزود بگذر خویشتن واصل مکن
برگذشتم زو شدم در پرده بازپرده دیگر دریدم هم به ناز