گنج

بخش ۹ - الحكایة و التمثیل

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۲۳ بیت
حاتم طائی چو از دنیا گسستیک برادر داشت بر جایش نشست
گفت من در جود درخواهم گشادچون برادر دست برخواهم گشاد
در سخاوت ساحری خواهم نمودهمچو دریا گوهری خواهم نمود
مادرش گفتا که این تو کی کنیلیک بی شک نام حاتم طی کنی
زانکه آن وقتی که حاتم بود خردلب بیک پستان من آنگاه برد
کزدگر پستان بسی یا اندکیشیر خوردی در بر او کودکی
گر نبودی طفل دیگر همبرشنفرتی بودی زشیر مادرش
باز تو آنگه که بودی شیرخوارهیچ طفلی را نکردی اختیار
میل شیر من نبودی یک دمتتا دگر پستان نبودی محکمت
بود یک پستان بدستی آن زمانتوآن دگر پستان نهاده دردهانت
این یکی را در دهن میداشتیو آن دگر یک را بکس نگذاشتی
آنکه در طفلی کند این محکمیکی تواند کرد هرگز حاتمی
گر برادر همچو حاتم شیر خوردهرکجا مرغیست او انجیر خورد
کارها با قوت از بنیاد بهدولت و اقبال مادرزاد به
گر بخوانی شعر من ای پاک دینشعر من از شعر گفتن پاک بین
شاعرم مشمر که من راضی نیممرد حالم شاعر ماضی نیم
عیب این شعرست و این اشعار نیستشعر را در چشم کس مقدار نیست
تو مخوان شعرش اگر خوانندهٔره بمعنی بر اگر دانندهٔ
شعرگفتن چون ز راه وزن خاستوز ردیف و قافیه افتاد راست
گر بود اندک تفاوت نقل راکژ نیاید مرد صاحب عقل را
چون گهرداریست شعر من چو تیغیک دمی تحسین مدار از من دریغ
زیرکی باید که تحسینم کنداز بسی احسنت تمکینم کند
لیک اگر ابله کند تحسین مراآن ندارد مینباید این مرا