گنج

بخش ۲۲ - الحكایة و التمثیل

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۱۴ بیت
در مناجات آن بزرگ دین شبیپیش حق میکرد آه و یاربی
گفت الهی چون شود حشر آشکاربر لب دوزخ خوشی گیرم قرار
پس بدست آرم یکی خنجر ز نورخلق را میرانم از دوزخ ز دور
تا ز دوزخ سر بسر ایمن شونددر بهشت جاودان ساکن شوند
هاتفی آواز دادش آن زمانگفت تو خاموش بنشین هان و هان
ورنه عیب تو بگویم آشکارتا کنندت خلق عالم سنگسار
بعد ازآن داد آن بزرگ دین جوابگفت هان و هان چه گفتم ناصواب
تو بدان می آریم تا این زمانبرگشایم بر سر خلقان زفان
از تو چندان بازگویم فضل وجودکز همه عالم کست نکند سجود
پادشاها با دمی سرد آمدمبا دلی پرغصه و درد آمدم
چون نیم من هیچ و آگاهی ز منای همه تو پس چه میخواهی ز من
گرعذاب تو ز صد رویم بوددر خور یک تارهٔ مویم بود
لیک یک فضلت چو صد عالم فتادجرم جمله کم ز یک شبنم فتاد
آمد از من آنچه آید از لئیمتو بکن نیز آنچه آید از کریم