گنج

بخش ۲۱ - الحكایة و التمثیل

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۱۴ بیت
آن گدائی چون برست از نان و آببعد مرگ او کسی دیدش بخواب
گفت حق با تو چه کرد ای مهربانگفت چون رفتم بر حق گفت هان
پیشم آور تا چه آوردی مراگفتم آخر من چه دارم ای خدا
قرب پنجه سال رفتم در بدرراه پیمودم جهانی سر بسر
جمله میگفتند ای مرد گدانیست ما را نان پدید آرد خدا
مردمان نانم ندادندی بسیبا تو کردندی حوالت هر کسی
چون حوالت باتو آمد روز و شباز گدائی میکنی چیزی طلب
جمله گفتندی خدا بدهد تراپس بده گر میدهی ای پادشاه
شاه هرگز از گدا چیزی نخواستگر نخواهد خالق شاهان رواست
چون حوالت با تو آمد در پذیروین گدا را دست گیر ای دست گیر
پادشاها چون همه هیچیم ماسر ز فرمان تو چون پیچیم ما
قدرت وعلم وارادت چون تراستهرچه خواهی میتوانی کرد راست
گرچه کردم جرم بسیار ای خدایقادری ناکرده انگار ای خدای
هست جود و فضل تو بحری عظیمدر بر آن کی بود امکان بیم