گنج

بخش ۸ - الحكایة و التمثیل

گشت لیلی پیش از مجنون هلاکبود غایب آن زمان مجنون پاک
عاقبت مجنون چو با آنجا رسیدآنچه نتوانست دید آنجا شنید
آن یکی گفت ای دلت پر شور اوخیز تا با تو نمایم گور او
گفت حاجت نیست این با من مگویزانکه من آن خاک بشناسم ببوی
این بگفت و راه گورستان گرفتنعره زن شد شیوهٔ مستان گرفت
خاک میبوئید و در ره میشتافتتا که گور لیلی آخر باز یافت
ماتم آن ماه را تاوان بدادساعتی بی خود شد آخر جان بداد
چون بپاکی زو برآمد جان پاکدر بر اودفن کردندش بخاک
زنده او از عشق جانان بود و بسلاجرم بی او فرو رفتش نفس