گنج

بخش ۱۱ - الحكایة و التمثیل

شد جوانی پیش پیری نامداردید او را کرده در کنجی قرار
بود تنها هیچکس با او نبودیک نفس یک همنفس با او نبود
گفت تنها مینگردی تنگدلپیر گفتش ای جوان سنگدل
با خدای خویش دایم در حضورچون توان شد تنگدل از پیش دور
هرکه او با همدم خود همبرستیک دم از ملک دو کونش خوشترست