گنج

بخش ۲ - الحكایة و التمثیل

گفت با مجنون شبی لیلی برازکای بعشق من ز عقل افتاده باز
تا توانی با خرد بیگانه باشعقل را غارت کن و دیوانه باش
زآنک اگر تو عاقل آئی سوی منزخم بسیاری خوری در کوی من
لیک اگر دیوانه آئی در شمارهیچکس را با تو نبود هیچ کار