بخش ۱۱ - الحكایة و التمثیل
ابن سیرین گفت جانم در جسدبر کسی هرگز نبرد الحق حسد
زانکه نیست از دو برون حال ای اخییا بهشتیست این کس ویا دوزخی
گر بهشتیست او پس آن چندان کمالکو بخواهد یافت آنگه بی زوال
آن همه او راست دنیاش اندکیکی حسد باشد براندک بی شکی
آن همه چون خواهدش آمد بدستمن حسد ورزم ازین اندک که هست
ور ز اهل دوزخست این مبتلاآنچه او را هست در پیش از بلا
کی روا باشد حسد بردن برونوحه باید یا دعا کردن برو
چون ترا از گردهٔ نانست زیستآخرت چندین حسد از بهر چیست
چون ترا هر روز یک گرده تمامگردهٔ چون حاصل آمد والسلام