گنج

بخش ۳ - الحكایة و التمثیل

آن مخنث دید ماری را عظیمجست همچون باد بر بامی ز بیم
گوییا جست آن زمان از زیر تیغگفت کاو مردی و سنگی ای دریغ
نیست نامردی تو در دست توخود ندارد زور تیر از شست تو
گرچه بسیاری نمایی رستمینیست ممکن از مخنث محکمی
گرچه نامی بس نکو کردت پدرلیک ننگی آمدی تو ای پسر