بخش ۷۲ - در تنبیه حال غافلان و اظهار حقایق عارفان، و بیان یکتائی حق سبحانه و تعالی، و تکرار ظهور صفات او جل جلاله
ای بدنیا صرف کرده عمر خویشجان خود را کردهای صد بار ریش
خانه سازی از گل و بر روی آببعد از آن آنجا نشینی بهر خواب
خواب این خانه چه باشد فکر کناین معانی با دل خود ذکر کن
با چنین اوقات بَد بیچاره تواوفتاده درچه تن همچو گو
تن ترا خانه شده بر روی آبروح خود را کردهای دروی بخواب
در چنین خوابی تو ویران میشویکی تواندر خواب انسان میشوی
رو تو بیداری گزین از خواب زودتا شوی آگاه از سرّ ودود
هر که اوبیدار گردد همچو صبحبادمیدن یار گردد همچو صبح
مهر عرفان چون کندبا حق رجوعمیکند از مشرق جانب طلوع
رو توبیداری غنیمت دار نیکپیش از آن کافتی میان خاک و ریگ
خواب غفلت در درون چشم تستلیک بیرون کردن او قسم تست
خواب چشمت چون بهم درساختندصبح بیداریت رادر باختند
منصب و جاهت زیاده خوردو خوابعاقبت بینی تو از وی صد عذاب
تو برون کن خواب از چشمت روانتا حیاتی یابی ازنور جهان
جعفر صادق ز خواب و خور گذشتدر درون جنّت او را جای گشت
شیخ طائی چون ازو دریافت دینجان او شد تازه از مآء معین
صادق آمد بحر و تو چون آب جوباش تو از بحر معنی آب جو
آب چبود آب بحر معرفتحق شناسی کردن از ذات و صفت
چون تو از ذات وصفت عارف شدیاز ظهورش عاقبت واقف شدی
صیقلی زن جان ظلمت دیده راتا گشائی بر رخ اودیده را
تو ورا بشناس و با او یار شومست گرد و محو آن دیدار شو
از شراب آشنائی مست شوواندر آن مستیّ خود از دست شو
چشم خود بگشای و روی او ببینخویش را بگذارو سوی او ببین
چون ببینی تو شوی دانا بخودتو نبینی او بود بینا بخود
بعد از آن چون آب شو با او بجویبیخودانه از زبان او بگوی