گنج

بخش ۲۸ - سخن گفتن پسر با پدر در عین دریای طریقت و اعیان بهرنوع

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۳۴ بیت
پسر گفت ای پدر گفتی حقیقتکجا گنجد حقیقت در طریقت
طریقت گوی با من نی ز تحقیقکه تا دریابم از عین تو توفیق
کسی هرگز وجود خویش گشتستچگویم چونکه این سرّی درشتست
همه این قوم کشتی مال دارندکجا اسرار این سرّ پایدارند
من اندر بحر شادانم به از تونمود عشق خود دیدم چه ازتو
تو داری معرفت درجوهر خویشتوئی در عشق خود هم رهبر خویش
ولی اسرار من بابا ندانیهمی گویم ترا راز معانی
من از کشتی و دریا سیر دارمپر همّت مثال طیر دارم
منم سیمرغ بحر لامکانیکه در من جوهرست و جان جانی
پدر نه من در این دریایم اینجاکه دارم صورتی اینجا هویدا
ولی در نور شرع مصطفایمترا اندر شریعت رهنمایم
بتو گفتم نمود خویش ز اوّلولی من ماندهام از تو معطّل
من اسرار خود اندر بحر دیدمحقیقت لطف او در قهر دیدم
مرا اسرار بابا بیشمارستچو اعجوبات دریا بیشمارست
نظر کردم ز دریای حقیقتبدانی کیست در کشتی رفیقت
نظر کردم یکی دیدم ز در یاحقیقت با تو خود را من هویدا
دلیلت بازگویم ای پدر منکه از دریا بکلی درگذر من
ز دریا عین ناپروا بدیدمدرون دل پدر یکتا بدیدم
پدر چون گوش کرد و قصه بشنیدعجائب سرّ اسرار پسر دید
بدو گفت ای دل و جان پدر تومرو زینسان ز دید خود بدر تو
منه بالا تو گام خویشتن راندیدستی تو کام خویشتن را
پدر اسرار بالا تو مگو هانکه سرگردان شوی مانند کوهان
پدر چون شرع میدانی بقدرتمکن محو این جمال نور بدرت
بقدر عقل رو مانند کشتیمکن در حدّ خُردی این درشتی
مگر چیزی که آن بیعقل باشدکه جز بیحرمتی اینجا نباشد
سئوالی کردی و گفتم جوابتولیکن اینچنین بینم صوابت
که تو طفلی و راهی میندیدیبقدر خویش آگاهی ندیدی
حقیقت را کجا باشی خریدارمشو بی عقل ای بابا خبردار
حقیقت از کجا و تو کجائیکه این دم بین بین پدر کاندر کجائی
در این دریا کجا گنجد حقیقتهمه مالست اسباب شریعت
بسی اینجا در خوف و رجایندز حیرت میندانند درکجایند
ز حیرت پای از سر میندانندکجا گفتارت ای بابا بدانند
تو طفلی این زمان ودر حقیقتمزن دم جز نمودار شریعت
اگرچه سعی بردم مر ترا منحقیقت مر ترایم رهنما من