گنج

بخش ۴۸ - نکوهش کردن جاهل منصور را

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۲۰ بیت
یکی ز آن جمع نادان بود در حالبه نادانی زبان بگشاد در قال
که کم گو ای فضول هرزه گو توحقیقت این دگر اینجا مگو تو
مگو این کفر ای بیدین کافرکه هم کوری تو این جاگاه و هم کر
ترا کی زیبد این گفتار وین رازکه گبران می‌نگویند این سخن باز
تو بیشک کمترین کافرانیکه چیزی گفته او می‌ندانی
کنون باید ترا کشتن در اینجاز همراهی تو برگشتن در اینجا
نباید گفتنت این راز گفتندگر این کفر اینجا بازگفتن
توئی اینجا حقیقت همچو بر دارکجا از سرّ او باشی خبردار
دمادم گوئی این جاگه خدایماگر هستی خدا رازی نمایم
اگر هستی خدا امشب در اینجافرو شو این زمان در سوی دریا
وگرنه تن زن و خاموش بنشینتو اکنون از کجا گفتن این
تمامت انبیا این سر نگفتندچنین کفر از یقین ظاهر نگفتند
تو میگوئی و بیشرمی نداریکه هم دیوانه و هم بیقراری
مگر دیوانهٔ امشب حقیقتکه آشفته‌ست این جاگه طبیعت
اگر دیوانهٔ زنجیر دارمبرای به شدن تدبیر دارم
کنم اینجا شفایت من تو بی ذلکه از بیگانگی گردی تو غافل
دگر هرگز نگوئی کفر مطلقکه این جاگه خدایم من اناالحق
اناالحق می‌مگو ای شاه آخرهوالحق گوی واز این کفر بگذر
تو مرد نفسی و مرد هوائیکجا این جایگه مرد خدائی
تو زخم این خوری آخر حقیقتکه گفتی این سخنهای طبیعت