گنج

بخش ۳۰ - در اسرار دل و تفسیر قرآن مجید گوید

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۳۶ بیت
دلا قرآن نمودت جان جانانبگفتت رازها در عین اعیان
دلا واصل ز قرآنی بماندهبیک ره دست خود از جان فشانده
دلا واصل ز قرآنی و ذراتکه مکشوفست بر توکل آیات
دلا واصل ز قرآنی در آخرکه راز دوست میدانی در آخر
ترا معنی قرآن رخ نموده استترا هر لحظه صد پاسخ نموده است
یقین چون بیگمانی از رخ یارهمین میخوان که اینست پاسخ یار
چه گوئی وصف او چون میندانیوگر قرآن چگونه وصف خوانی
تمامت کاملان راه دیدهکه اینجا گاه الحق شاه دیده
چو در قرآن نظر کردند اینجابخواندند و خبر کردند اینجا
همه ذرّات را از سر آیاتکه در آخر شما را هست در ذات
همه گفتند سر ذات با توکه اینجا گه یقین خود اوست با تو
ترا اسرار چون حبل الورید استدر این آیینه جانانت بدیده است
در این آیینه نزدیکست دلدارولیکن می نهٔ اینجا خبردار
در این آیینه او باتست بنگردرین منزل یقین راهست بنگر
ابا تو یار اینجا در میانستولیکن آشکارا نی نهانست
ابا تو یار تو اینجا ندیدهدمادم گویدت بگشای دیده
ابا تو یار اینجا آشنا شدتوئی بیگانه و او آشنا شد
ندیدی آنچه کام جسم و جان بودکه دلدارت در اینجا گه عیان بود
عیان بد یار ما را در نهانیگشاد آخر در اینجا در نهانی
دمادم میگشاید بند از بنداباتست و تو اورا خویش و پیوند
زاو تا تو رهی بسیار خود نیستدوئی بینی وگرنه ذات یکی است
ز یکی بازدان او را تو درخویشحجابت صورتست اینجای در پیش
وگرنه هیچ پنهان نیست در تویقین پیدا و کل یکیست درتو
ز قرآنی خبردار و ز معنیز دنیائی خبردار و زعقبی
همه با تو دلا تو هیچ داریکه این نقش صور پرپیچ داری
چه خواهی کرد با این صورت خودکه او اینجا نماید نیک یابد
از این صورت ترا کی درگشایدترامعشوق اینجا کی نماید
درین گرداب صورت دل نماندیبحسرت پای اندر گل نماندی
ترا ای دل سخن بسیار مانده استدر آخر نقطه در پرگار مانده است
سخن از کشف و اسرار است ای دوستکه تا کلی برون آئی تو از پوست
مرا مقصود اینست آخر کارکه نی نقطه بمانده است ونه پرگار
بجز جانان همه اینجا هبادانیقین خویشتن اندر فنا دان
بقا اندر فنا دیده است عطاراگرچه در فنا آید یقین بار
فنا اندر بقا و دید جانانترا این درد و آنگه عین درمان
فنا دیدم بقای جاودانیبقا اندر فنا و زندگانی
فنا جوی آخر کار و بقا یابدر این عین فنا دید بقا یاب