(۲) حکایت آن بزرگ با خواجه علی طوسی
بزرگی هم نکودل هم نکو عقلز خواجه بوعلی طوسی کند نقل
که این ساعت تو در عین بلائیکه از سر تا قدم جمله فنائی
همه پشتی همه رو گرد در راههمه رؤیت همه دیده شو آنگاه
همه دیده همه دل شو بیکبارکه تا آگه شوی زین رمز بسیار
اگر تو جملهٔ دل درد گردیهمه درمان شوی و مرد گردی
اگر تو درد خواهی تا بدانیترا مرگست روی ای زندگانی
ولی میدان که عین درد آنستکه هرگز در دو عالم کس ندانست