المقالة الثانیة
پسر گفتش گر این شهوت نباشدمیان شوی و زن خلوة نباشد
نباشد خلق عالم را دوامینماند در همه گیتی نظامی
اگر این حکمت و ترکیب نبودبساط ملک را ترتیب نبود
یکی باید هزار و یک تن آراستکه تا یک لقمه بنهی در دهان راست
بحکمت کارفرمایان این راهز ماهی کار میرانند تا ماه
زمین از کف فلک تابد ز دودیکه گر چیزی نبایستی نبودی
اگر شهوة نبودی در میانهنه تو بودی و نه من در زمانه
تو شهوة می براندازی ز مرداندلم را سر این معلوم گردان