(۷) موعظه
چنین گفتهست آن دانندهٔ پاککه هر کو در مُقامر خانهٔ خاک
چنان در پاک بازی سر بر افراختکه هرچش بود با یک دیده در باخت
گرفته توبه کرد و نیز نشکستنه بر بیهوده چشمی داد از دست
بتوبه گرچه در پیش صف آیدولی چشم شده کی با کف آید
عزیزا هر دمی کز دل برآریکه آن بی ذکر حق ضایع گذاری
چو چشمی دان که در میبازی آن راتدارک کی توان کرد این زیان را
مده ازدست چیزی را که از عزنیاید نیز با دست تو هرگز