گنج

در فضیلت مرتضی رضی الله عنه

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۲۷ بیت
ز مشرق تا به مغرب گر امامستامیرالمؤمنین حیدر تمامست
گرفته این جهان زخم سنانشگذشته زان جهان وصف سه نانش
چو در سر عطا اخلاص او راستسه نان را هفده آیة خاص او راست
سه قرصش چون دو قرص ماه و خورشیددو عالم را بخوان بنشاند جاوید
ترا گر تیر باران بر دوامستعلیُّ جُنّةُ جُنّة تمامست
پیمبر گفتش ای نور دو دیدهز یک نوریم هر دو آفریده
چنان در شهر دانش باب آمدکه جَنّت را بحق بوّاب آمد
چنان مطلق شد اودر فقر وفاقهکه زرّ و نقره دادش سه طلاقه
اگرچه سیم و زر با حرمت آمدولی گوسالهٔ این امّت آمد
کجا گوساله هرگز رنجه گرددکه با شیری چنین هم پنجه گردد
چنین نقلست کورا جوشنی بودکه پشت و روی جوشن روشنی بود
ازان چون روی بودش پشت جوشنکه بر بستش بدان اندام روشن
چنین گفت او که گر منبر نهندمبدستوری حق داور دهندم
میان خلق عالم جاودانهکنم حکم از کتاب چارگانه
چو هرچ او گفت از بهر یقین گفتزبان بگشاد روزی وچنین گفت
که لو کشف الغطا دادست دستمخدا را تا نبینم کی پرستم
زهی چشم و زهی علم و زهی کارزهی خورشید علم و بحر زخّار
دم شیر خدا می‌رفت تا چینز علمش ناف آهو گشت مشکین
ازین گفتند مرد داد و دین شوز یثرب علم جستن را به چین شو
اسد کو ناف خانهٔ آفتابستازان آهو دمش چون مشک نابست
خطا گفتم که ازمشک خطایستکه او هم نافه و شیر خدایست
اگر علمش شدی بحری مصوّردرو یک قطره بودی بحر اخضر
چو هیچش طاقت منّت نبودیز همّت گشت مزدور جهودی
کسی گفتش چرا کردی، بر آشفتزبان بگشاد چون تیغ و چنین گفت:
لَنَقْلُ الصخر من قلل الجبالاَحَبُّ اِلیَّ مِن مِنَنِ الرجالِ
یقول الناس لی فی الکسب عارفقُلت العارُ فی ذُلِّ السؤالِ
همیشه چار رکن عالم آبادز سعی دو خُسُر بود و دو داماد