گنج

در فضیلت صدیق رضی الله عنه

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۲۷ بیت
سر مردان دین صدیق اکبرامام صادق و سالار سرور
مهین رحمت مهدات او بودکه در دین سابق خیرات او بود
شب خلوت قرین ویار غارستنثار راهش اوّل چل هزارست
بدین بوبکر چون کردست آغازبدو گردد همه اجر جهان باز
ازان ایمان او در اصل خلقتهمی چربد بر ایمانها ز سبقت
مگر او درد دندان داشت ده سالپیمبر را نکرد آگه ازان حال
چو حق گفت آن پیمبر را بتحقیقبدو گفت ای جهان حلم صدیق
چرا با من نکردی این حکایتز حق گفتا نکو نبود شکایت
کسی کو دین حق زین سان نگه داشتبسرّ جان او جز حق که ره داشت
همیشه بود سنگی در دهانشکه تاگوهر نیفشاند زبانش
میان سنگ در گوهر شنیدمولی سنگی بگوهر در ندیدم
چنان مستغرق حق بود جانشکه کم رفتی حدیثی بر زبانش
چو جانش بود مشغول اندر آیةازو هجده حدیث آمد روایة
سزد عالم اگر هجده هزارستکه آن هجده حدیثش یادگارست
حدیث او چو اصل عالم افتادبراهین حدوثش محکم افتاد
ببین تا او چه عقل و چه بصر داشتکه از آبستن و طفلی خبر داشت
چو نابینای عاجز را دعا کردبه بینائیش حق حاجت روا کرد
نفس هرگز در افزونی نمی‌زدکه دم جز در اقیلونی نمی‌زد
چو هنگام وفات آمد فرازشبه پیش مصطفی بردند بازش
ز صدیق آن کلید عالم رازدرش بگشاد و قفل از پرده شد باز
ز شوقش قفل چون زنجیر بگسستباستقبال او پرده برون جست
کسی کاهن بصدقش مومن آیددل خصمش چرا چون آهن آید
چو شد قفل از سر صدقش سراندازچرا قفل دل خصمش نشد باز
چو اصحاب اندر آن مشهد رسیدندفرو برده یکی خاکش بدیدند
کسی کو در گزید مار یارستتوان گفتن که این کس یار غارست
چو پیغامبر ابوبکر و عمر رابصر خواند این یک و سمع آن دگر را
نبی چون هر دو را سمع و بصر خواندکسی کین دو ندارد کور و کر ماند