گنج

غزل شمارهٔ ۷۸۱

گاهیم به لطف می نوازیگاهیم به قهر می‌گدازی
در معرض قهر و لطف تو منزان می‌سوزم که می‌نسازی
چون چنگ دو تا شدم به عشقتبنواز مرا به دلنوازی
ای ساقی عشق جام در دهکین توبهٔ ماست بس مجازی
این کار ازین بسی بهستیگر توبهٔ ماستی نمازی
در ده می عشق تا زمانیاز سر بنهیم سرفرازی
زنار نهاد بر کشیدیمدر حلقه کنیم خرقه بازی
عطار خموش و غصه می خورقصه چه کنی بدین درازی