گنج

غزل شمارهٔ ۲۸۷

آنها که پای در ره تقوی نهاده‌اندگام نخست بر در دنیا نهاده‌اند
آورده‌اند پشت برین آشیان دیوپس چون فرشته روی به عقبی نهاده‌اند
آزاد گشته‌اند ز کونین بنده‌وارخود را همی نه ملک و نه مأوی نهاده‌اند
چون کار بخت و صورت تقوی بدیده‌اندحالی قدم ز صورت و معنی نهاده‌اند
ایمان به توبه و به ندم تازه کرده‌اندوین تازه را لباس ز تقوی نهاده‌اند
فرعون نفس را به ریاضت بکشته‌اندوانگاه دل بر آتش موسی نهاده‌اند
از طوطیان ره چو قدم برگرفته‌اندطوبی لهم که بر سر طوبی نهاده‌اند
زاد ره و ذخیرهٔ این وادی مهیبدر طشت سر بریده چو یحیی نهاده‌اند
اول به زیر پای سگان خاک گشته‌اندآخر چو باد سر سوی مولی نهاده‌اند
عطار را که از سخنش زنده گشت جانمعلوم شد که همدم عیسی نهاده‌اند