گنج

بخش ۳۷ - در ختم حکایت

بشرح جان اگر ادراک داریقدم بر فرق هفت افلاک داری
وگرنه با تو گفتم شرح اسراربود چون پیش اخشم بوی گلزار
چه سود آید ازین آیینه داریکه پیش چشم کور آیینه داری
تو شهبازی و مرغان خشم و شهوتبپایت برنهادند بند غفلت
زیند دست غفلت پای بگشایبفرق سر ره بی سر به پیمای