بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم
به توفیق خدای صانع پاککه دانش میدهد بر ملک و افلاک
ز بلبلنامه بیتی چند گویمچو آب رفته باز آمد به جویم
قلم برگیر و راز دل عیان کنسرآغازش به نام غیبدان کن
خداوندی که جز وی کس نشایدکه تا بر بندگان روزی گشاید
قلم میشد به سر از درد هجرانهمی بارید خون بر شکل باران
چو بر کافور مشک ناب دادهبه زنجیرش سراسر آب داده
قلم غواص دریای معانیسخنهایش همه چون درّ کانی
ز بهر دردمندان غم گساریبماند تا قیامت یادگاری
بود روح و روانِ اهل دانشز روی عقل و از افهام دانش