گنج

بخش ۵

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۱۷ بیت
بود شیخی گفت ما را رو به چینبود گر کافر نداری کیش و دین
پیشوای ماست همچون مصطفاستلاجرم بود آنچه گویی بی‌رواست
بعد از آن عطار گفت ای کور و کراز رموز سر عشقی بی‌خبر
تو به بندی صورت وامانده‌ایکی تو حرف حق احمد خوانده‌ای‌؟
لی مع الله گفت احمد در میانتو کجا دانی که هستی در میان
تو به صورت همچو کافر مانده‌ایواصل حق را تو کافر خوانده‌ای
خرقهٔ ناموس را پوشیده‌ایونگه سالوس را پوشیده‌ای
بت‌پرستی می‌کنی در زیر دلقمی‌نمایی خویش را صوفی به خلق
تو سلوک راه از خود کرده‌ایلاجرم در صد هزاران پرده‌ای
دام‌گاهی کرده‌ای این خرق رامی‌فریبی هر زمان این خلق را
در خودی خود گرفتار آمدیلاجرم در عین پندار آمدی
راه تجرید و فنا راه تو هستتو سخن کم کن که آن راه تو هست
روی تقلیدی بماندی مبتلاتو کجا و سرّ توحید از کجا
رو که راه بی‌نشان راه تو نیستعقل را در راه معنی روشکیست
تو نمی‌دانی که من هستم چنینبی‌هوا ماییم بر روی زمین
من خدایم من خدایم من خدافارغم از کبر و کینه وز هوا
سرّ بی‌سر‌نامه را پیدا کنمعاشقان را در جهان شیدا کنم