گنج

بخش ۳۶ - تاریخ نظم کتاب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۲۱ بیت
بسال پانصد و هفتاد و دو چارشهور سال راند در آخر کار
ز ذی الحجه گذشته بد ده و پنجکه مدفون کردم اندر دفتر این گنج
ز هفته بود روز جمعه آخرکه شد منظوم این عقد جواهر
تو ای خوانندهٔ این نظم دلکشکه بادا وقت تو پیوسته زین خوش
قرین معرفت بادا ترا دلکه تا گردد مراد تو بحاصل
بفکرت خوان تو مفتاح ارادتکه تا بگشایدت باب سعادت
چو بگشایند ابواب فتوحتاز آن معنی شود آسوده روحت
بسی گفته شد اسرار معانیهم از ایمان عینی هم عیانی
هم از ارشاد خاصان گزیدهکه باشند از خودی خود بریده
هم از اوقات ارباب بدایاتهم از احوال اصحاب نهایات
هم آن از کشف و وقت و حال ایشانمقامات بلند احوال ایشان
تأمل میکن اندر هر مقامیتفکر میکن اندر هر کلامی
تمامت باز جو بنیاد معنیکه تا چون دادم ای جان داد معنی
بود جلوه کند بر تو معانیکه تا تحقیق هر معنی بدانی
بسا رمزا که آن پوشیده گفتمدر او راز نهانیها نهفتم
بده جان تا معانی را بدانیهمان راز نهانی را بدانی
هر آن چیزی که ماند بر تو مشکلفرو مگذار اگر هستی تو عاقل
یکایک باز جو از روی معنیاگر آبی خوری از جوی معنی
به نیکی نام ما را یاد می‌آربگو یارب برحمت شاد عطار
ترحم چون فرستی بر روانمز انفاست شود آسوده جانم
فزون از قطره‌های برف و بارانکه بارد در شتا و در بهاران