گنج

بخش ۳۵ - در مناجات و ختم کتاب فرماید

خداوندا چو توفیقم فزودیره تحقیق را با من نمودی
همی خواهم بدین راهم بداریبفضل خویش آگاهم بداری
که تا گردد نهانیها عیانمبفضل خویش گویا کن زبانم
بنور حق چو بینا شد مرا چشمنیاید باطلم دیگر فرا چشم
بحکمتها مزین کن دلم راگشاده کن تمامت مشکلم را
بده در راه شرعم استقامتکه تا یابم در آن امن و سلامت
مرا منعم کن از مال شریعتمپوشان بر من احوال شریعت
بر اسرار شریعت ده وقوفممکن موقوف یکسر در حروفم
منور کن بنور شرع چشمممقدر از عبودیت کن اسمم
ز چرک شرک صافی کن تو دینمزیادت کن تو هر لحظه یقینم
مگردانم مقید در خیالاتبفضل خود رسان جانم بحالات
رفیق راه من گردان عنایتکه تا بفزایدم هر دم هدایت
جدائی ده وجودم را ز هستیرهائی ده مرا از خودپرستی
حیاتم بخش از آب معانیکه تا باشم ز ارباب معانی
ملغزان پای جهدم را در این راهبفضل خود مرا میدار آگاه
شناسم ده بسلطان حقیقتکه هست او گوهر کان حقیقت
شناسا کن مرا با حضرت اوکه برد او در جهان از سالکان گو
کسی را کو شناسش حاصل آمدیقین دان کان رونده واصل آمد
نیارد نام او بردن زبانمکه بس آلوده می‌بینم دهانم
ز من عاصی تری چندان که بینمدرین امت نباشد شد یقینم
نکردم یک عمل هرگز خدائیکه از دوزخ بیابم زان رهائی
بجز کان اولیا را دوست دارممحبان خدا را دوست دارم
کنم بر دیدهٔ دل جای ایشانسرم باشد بزیر پای ایشان
تمامی عاصیان را چون پناهندگناهم را مگر ایشان بخواهند
خداوندا بحق جان خواجهبحال و حرمت ایمان خواجه
بفرزندان و پاکان صحابشنگهداری مرا از تاب آتش
کسانی را که اندر عصر ماینداگر بیگانه و گر آشنایند
ز مشرق تا بمغرب برّو فاجرز ترسا و یهود و گبر و کافر
بفضل خود نکو کن کار ایشانبه نیکی کن بدل احوال ایشان
بلطف خود برآور کام هر یکبرحمت تیز کن بازار هر یک