بخش ۷ - الحکایه و التمثیل
شنودم من از آن داننده استادکه چون عبادی اندر نزع افتاد
درآمد پیش او عباسه ناگاهز پای افتاده دیدش بر سر راه
ز سیلاب اجل مدهوش گشتهز پاسخ بلبلش خاموش گشته
بدو گفت ای لطیف نغز گفتارزفانت در سخن گفتن شکر بار
تو تا پیش سخنگویان نشستیهمه دست سخنگویان ببستی
چرا گشتی چنین خاموش بیکار ؟چو بود آن حرص بسیارت به گفتار