بخش ۲۲
حقیقت اولیا خورشید راهندسراسر خلق عالم را پناهند
تمام اولیا اسرار بینندبمعنی روشنی در راه دینند
حقیقت چون کلام الله دانندبسوی معنی او راه یابند
بمعنی رهبران راه یزدانخدابین و خداخوان و خدادان
خدا را اولیا باشند بمعنیتو معنی را از ایشان جوی یعنی
بمعنی چون شناسی اولیا رابدانی امر اسرار خدا را
تمام اولیا یک نور باشندز چشم جاهلان مستور باشند
جهان از اولیا خالی نباشدجهان نبود اگر والی نباشد
جهان قائم بذات اولیا داننیامد ز اولیا یک مثل انسان
محمد گفت کاصحابم نجومندگهی در مکه و گاهی به رومند
یکی گر زانکه ناپیدا نمایدتعاقب دیگری آن دم برآید
بدین معنی همیشه در جهانندز نسل و نسبت یک خاندانند
تو گر خواهی که بینی اولیا رابظهر ساز میکن التجا را
بمظهر بس عجایبها که بینیرموز آسمانها و زمینی
ترا آن دم ازو باشد حیاتیدرو بینی تو نور بی صفاتی
تمام اولیا در آن کتابندولی این سر اکنون نه نمایند
بدور آخرین پیدا شود اینطمع دارد زتو عطار تحسین
ترا از اولیا آگاه سازدز راه برّیان هم باز دارد
درو از اولیا اسرار باشدرموز حیدر کرار باشد
ولی نادان کند انکار اسرارنیارد طاقت اظهار اسرار
بود ظالم که اسرار ولایتکند انکار از جهل و بطالت
برو ظالم که حق بیزار از تودل عطار بس افگار از تو
تو دین مصطفی تغییر دادیبدریای ضلالت در فتادی
نداری در حقیقت دیدهٔ دیدگرفتی راه بی راهی به تقلید
مرا از اولیا اسرار و معنیتولاّ از همه گفتار و معنی
بگویم با تولاّ رمز و اسراردگر رمزی برندت بر سر دار
ز جعفر میشنو اسرار منصوربدو گفتا زجاهل دار مستور
بآخر آشکارا کرد اسرارببردند جاهلانش بر سر دار
نداند جاهل اسرار ولی رابه غفلت میرود راه نبی را
بگویم با تو راه حق کدامستامام هادی مطلق کدامست؟