شمارهٔ ۹۴
دل نبود آن دلی که نه دله باشدمشغله را کن یله مشعله باشد
نامهٔ حق است دل بحق بنگارشنیست روا پرنقوش باطله باشد
گام بره چون زنی که در پی کامیپایِ تو چوبین و ورطه چیچله باشد
بعد مسافت اگرچه در ره او نیستتا سر کویش هزار مرحله باشد
نی ز مَلَک جو نشان و نی به فَلَک پوی،ره بسوی او نفوس کامله باشد
روح که قدسی نگشت و نفس که ناطقروح بخاری و نفس سائله باشد
سلسله باید همین ز گیسوی دلدارنغز جنونی ، که اینش سلسله باشد
زیب ندارد مگر بعشق جهانسوزخلوت اسرار اگر چه چل چله باشد