شمارهٔ ۹۱
گر آسمان دو سه روزی بمدعا گرددبود که گوشه چشمی بسوی ما گردد
نشستهام برهت روز و شب بامیدیکه خاک راه توام بلکه توتیا گردد
اگر تو زهر چشانی مرا بود تریاقوگر تو درد رسانی مرا دوا گردد
ز غنچه لبش ار عقده دلم نگشادکیم نسیم بهاری گره گشاه گردد
همین نه بلبل دستانسرایت اسرار استکه بر سراغ تو در هر چمن صبا گردد