گنج

شمارهٔ ۴۵

خرامد از برم آن قد و قامتعجب گردین و دل ماند سلامت
چه نسبت با قیامت قامتت راکه خیزد از قیامت صد قیامت
سوی مسجد خرام ای بت که زاهدبطاق ابرویت بندد اقامت
وفا کن زانکه چون دی شد بهارتنمیبخشد دگر سودی ندامت
چه باشد ای مسیحادم که یکدمببالین آئی از روی کرامت
بعشقش در ازل خاکم سرشتندملامت گر کنی چندم ملامت
سرشک سرخ و رنگ زرد اسرارسیه روزی ما را شد علامت