شمارهٔ ۱۵۶
چو ماه چارده دارم نگاری چاردهسالهدمیده بر عذارش خط چو بر گرد قمر هاله
عرق بنشسته بر روی تو یا بر برگ گل شبنمحباب است این به روی جام می یا بر سمن ژاله
به کلگشت چمن بخرام و در طرف گلستان بینبه گل از قامتت سرو و خجل از عارضت لاله
ترا ساغر به لب در بزم غیر و گوش بر مطربمرا از خون دل باشد شراب و مطرب از ناله
کنار جویبارِ دیدهام بنشین تفرج کنو ماء القلب من عینی علی الخدین سیاله
از آن یکتا هویدا گشت بیحد عکسها آریبه دید آید ز نقطه دایره چون گشت جواله
شکرها ریخت در وصف رخت اسرار از خامهکه جا دارد برند قند از خراسان سوی بنگاله