گنج

شمارهٔ ۱۲۶

فلک دوران زند بر محور دلوجود هر دو عالم مظهر دل
اگر اکسیر درد عشق خواهیبیا شو از گدایان در دل
هر آن کالا که در بازار عشق استبجو سرمایهاش از کشور دل
هر آن نقشی که بر لوح از قلم رفتنوشته دست حق بر دفتر دل
سرشته عشق پاکان در نهادشکز اصل پاک آمد گوهر دل
جهان معنوی دل را اسیر استز فر عشق باشد افسر دل
چرا این مرغ دل پرد بهر شاخچو هست اسرار یار دل بر دل