گنج

شمارهٔ ۹۴ - مثنویات

۸ بیت
چو آمد گه زادن زن فرازبکشکینه گرمش آمد نیاز
من و زن در آن خانه تنها و بسمرا گفت کی شوی، فریادرس
اگر شوربائی بچنگ آوریمن مرده را باز رنگ آوری
چو نااهل را قدر گردد بلندنباشد چو آزاده هوشمند
اگر چه چنارست برگش بزرگنباشد در آن نفع برگ تورک
خدایا تو این جمله را دست گیرورستاد جودت ز ما وامگیر
بزخمی کزوغ ورا خرد کردهمین حرب سازند مردان مرد
مرد را کرد گردن و سر و پشتکوفته سر به سر به کاج و به مشت