شمارهٔ ۴۶۸
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اه۷ بیت
معشوق اگر به جانب عاشق کند نگاهزین قدر بگذرد سر عاشق ز مهر و ماه
گر ره به وصل دوست طلب میکند خردگو راه عشق رو که بود عشق شاه راه
حسن تو از مجالی ذرات جلوه کردلیکن چو ما جمال تو را نیست جلوهگاه
گر یک نظر ز دیده شود ابرویت نهاناز دود آه و ناله جهان را کنم سیاه
عاقل اگر به عقل کند التجا ولیما عاشقیم و عشق تو ما را بود پناه
با تیغ غمزه چشم تو چون ترک فتنهجودایم به قصد خون جهان بود بیگناه
با آنکه بیخبر ز اسیران عشق بودهم بیش و کم به حال اسیری کند نگاه