گنج

شمارهٔ ۳۴۲

قافیه: ویتودیدیم۹ بیت
ما آینه کون و مکان روی تو دیدیمجان دو جهان بسته بیکموی تو دیدیم
شد نرگس مخمور تو سرفتنه دورانآشوب جهان غمزه جادوی تو دیدیم
ما قبله جانها بیقین روی تو گفتیممحراب جهان را خم ابروی تو دیدیم
زنجیر دل خلق و کمند همه جانهااز سلسله حلقه گیسوی تو دیدیم
هر سو که رخ آرند بهر مذهب و هر دینروی همه بی روی و ریا سوی تو دیدیم
هر عاشق اگر داد بمعشوق دگر دلما عشق همه بررخ دلجوی تو دیدیم
مجموع کتاب و همه آیات و معانیمکتوب شده بر ورق روی تو دیدیم
خوی خوش عشاق تو ای کان ملاحتیک شمه بروی تو که از خوی تو دیدیم
چون مهر رخت دید ز هر ذره اسیریشیدای جهانش همه بر بوی تو دیدیم