گنج

شمارهٔ ۸۹ - از پریشانی گذشت

۳ بیت
کار دل در تار زلفش از پریشانی گذشتره چنان رفتم که کارم از پشیمانی گذشت
شمع و من رسوای اشک آتشین خود شدیمکار این داغ جگر از آه پنهانی گذشت
ماجرای عمر ما را تا بدانی از نخستروز در حیرت بسر شد، شب بحیرانی گذشت