شمارهٔ ۸۸ - دمی خوش
مائیم و همین کنج خرابات و دمی خوشگاهی بوفائی خوش و گه با ستمی خوش
یک روز بویرانه غم، شاد بیادییکروز بدامان چمن با صنمی خوش
شادیم، که آزاد ز هر بود و نبودیممستیم که هستیم زهر بیش و کمی خوش
سرمست بهر شادی و دلشاد بهر رنجبا مهر و وفائی خوش و با درد و غمی خوش
چون راه تو میپویم و چشمم بره تستدر هر نظری مستم و در هر قدمی خوش
گر چشم دل از نیک و بد خلق به بندیبینی که شود دوزخ سوزان ارمی خوش