گنج

شمارهٔ ۸۵ - تخلص شاعر

۶ بیت
گر دل از دام زلف تو آزاد کنمحاش لله که زعهد تو دگر یاد کنم
دل آشفته کنم از گره زلف تو بازگر گذر از طرف کوی تو چون باد کنم
خرم آنروز که از دام غمت بگریزمدل غمدیده بسودای دگر شاد کنم
کوس رسوائی تو، بر سر هر بام زنمپیش هرکس روم، از دست تو فریاد کنم
از هوای ری و از اهل ریم دل بگرفتبود آیا که چو سعدی ره بغداد کنم
میروم زار و برآنم که تخلص در شعریادگار لب شیرین تو، فرهاد کنم