گنج

شمارهٔ ۸۲ - گناه نگاه

۶ بیت
بعد از این دست من و دامن ماه دگریمن و سودای سر زلف سیاه دگری
چون تو پیمان وفا بشکنم و بنشینمبامید نگهی، بر سر راه دگری
«چشم خود فرش کنم، زیر کف پای دگر»خرمن خویش بسوزم، به نگاه دگری
گر گناه است، نظر بر رخ خوبان کردنبعد از این پشت من و بار گناه دگری
آنقدر آه کشیدم بفراقت شب و روزکه نمانده است مرا طاقت آه دگری
بجز از اشک که گیرد همه شب دامن منبر من و زاری من نیست گواه دگری